عبور از پیچ تاریخی، بدون نقش آفرینی مردم ممکن نیست. این نقش آفرینی هم در صحنه مقاومت منطقه ای معنا دارد و هم در صحنه پیشرفت علمی و اقتصادی.
در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر غرب آسیا، سخنان اخیر رهبر انقلاب اسلامی درباره «بسیج» نه یک توصیه مناسبتی، بلکه ارائه ی چارچوبی نظری و راهبردی برای فهم قدرت واقعی ایران بود؛ قدرتی که نه از زرادخانه های نظامی، بلکه از مردم می جوشد. این پیام دقیقا همان نقطه ای است که آمریکا و متحدانش در منطقه، توان فهم آن را ندارند. درک موقعیت سخنان رهبر انقلاب نیازمند بازخوانی تحولات منطقه است. جنگ غزه، شکست فشار حداکثری، ناکامی آمریکا در ایجاد بازدارندگی علیه مقاومت لبنان، وسردرگمی این کشور در دریای سرخ، همگی نشان دهنده ی فروپاشی مدل امنیتی کلاسیک آمریکاست. مدل امنیتی آمریکا مبتنی بر دولت های وابسته، ارتش های سنگین و ائتلاف های شکننده است؛ اما مدل امنیتی ایران،«اجتماع محور» و «مردم بنیاد» است. این تفاوت همان نقطه قوتی است که در سخنان رهبر انقلاب به آن اشاره شد.
برای آمریکا، امنیت محصول تکنولوژی نظامی و پیمان های پیچیده است؛ اما در ایران، امنیت از یک شبکه اجتماعی-اعتقادی می جوشد که بسیج مهم ترین نمود آن است، بسیج یک «گفتمان قدرت» است؛ گفتمانی که مردم را تبدیل به کنشگر امنیت می کند، نه مخاطب امنیت. در اینجا مفاهیم علمی نظریههای روابط بینالملل به کمک تحلیل میآیند. جوزف نای در نظریه «قدرت نرم» توضیح میدهد که قدرت واقعی از «جاذبه»، «باور»، «هویت» و «توان بسیج اجتماعی» نشأت میگیرد، نه از زور و اجبار.؛ بر اساس همین مبنا، ایران در منطقه واجد نوعی قدرت نرم منحصر به فرد است؛ زیرا میتواند شبکههای داوطلبانه، مؤمنانه و مردم بنیاد ایجاد کند. آنچه در غزه، لبنان، یمن و عراق دیده میشود، امتداد همین مدل است: یک ساختار اجتماعی-ایدئولوژیک که با وجود فقدان برتری در تکنولوژی نظامی، معادلات قدرت منطقه ای را تغییر داده است
رهبر معظم انقلاب با تأکید بر نقش مردم، در حقیقت«نقطه شکست استراتژیک آمریکا» را بازگو کردند. مدل آمریکایی امنیت، دولت محور و ارتش محور است، اما الگوی مقاومت، مردم محور و شبکهای است.
رهبر معظم انقلاب، با برجسته سازی بسیج، در واقع «زبان تئوریک» این قدرت نرم را روشن کردند. غرب تصور می کرد با تحریم، فشار نظامی یا جنگ رسانه ای میتواند قدرت ایران را تضعیف کند، اما آنچه آمریکا نمیفهمد، این است که قدرتی که از مردم برخیزد، نه تحریم پذیر است و نه از بین رفتنی.
فرمایشات امام خامنهای تنها برای داخل نبود؛ حامل پیامی مهم برای منطقه بود. منطقهای که در آن رژیم صهیونیستی در مسئله غزه درمانده شده است و آمریکا با وجود ده ها سال سرمایهگذاری نظامی، قادر به تغییر صحنه نبرد نشده است.
رهبر معظم انقلاب با تأکید بر نقش مردم، در حقیقت«نقطه شکست استراتژیک آمریکا» را بازگو کردند. مدل آمریکایی امنیت، دولت محور و ارتش محور است، اما الگوی مقاومت، مردم محور و شبکه ای است. ابتکار عمل در لبنان، پایداری غزه، شکوفایی مقاومت یمن و حتی استقلال سیاسی روزافزون عراق، همه نشانههای تغییر پارادایم امنیتی غرب آسیاست. این همان چیزی است که نظریه«امنیت مردمی» در روابط بینالملل از آن صحبت میکند: امنیت واقعی زمانی پایدار است که جامعه، نه صرفا حکومت، در تولید امنیت نقش آفرین باشد. بسیج ایران دقیقا نمونه عملی این نظریه است. قدرتی که ایران را تحریم ناپذیر کرد. در تحلیل داخلی، سخنان رهبر معظم انقلاب نقشه ای روشن برای تداوم مقاومت در برابر جنگ ترکیبی غرب ارائه میکند. غرب با فشار اقتصادی، عملیات روانی و جنگ رسانهای تلاش دارد اعتماد و امید مردم را هدف قرار دهد. اما بسیج به عنوان شبکه ای اجتماعی، فرهنگی، علمی و اعتقادی، ستون اعتماد ملی است. بسیج نه فقط در حوزه نظامی، بلکه در علم، فناوری، سلامت، امداد، رسانه و جهاد تبیین نقش آفرین است. این همان چیزی است که مدل های تئوریک امنیت ترکیبی(Hybrid Security) نیز بر آن تاکید می کنند: اگر جامعه ظرفیت مقاومت تولید کند، دشمن نمی تواند ساختار کشور را بی ثبات سازد. بنابراین سخنان رهبر مظعم انقلاب یک پیام داخلی روشن دارد: عبور از پیچ تاریخی، بدون نقش آفرینی مردم ممکن نیست. این نقش آفرینی هم در صحنه مقاومت منطقهای معنا دارد و هم در صحنه پیشرفت علمی و اقتصادی.جمع بندی سخنان رهبر معظم انقلاب این است که قدرت واقعی ایران در مردمی بودن آن است. این مردمی بودن سبب شده که؛ امنیت ایران خریدنی نباشد؛ ساختارش وابسته به قدرتهای خارجی نشود؛ تحریمها بیأثرتر شوند؛ جنگ ادراکی دشمن با سد ایمان و تحلیل مردم برخورد کند – شبکه مقاومت در منطقه روز به روز گسترده تر شود.